درباره ریشه تاریخی صیاد یا سیات

صیاد یکی از ولسوالیهای ولایت سرپل است حدود 80000 جمعیت دارد. در این ولسوالی اوزبیک‌ها و  تاجیک‌ها همچنان عرب‌ها، هزاره‌ها و پشتون‌ها زندگی می‌نمایند.  مساحت آن حدود 1252 کیلومترمربع بوده شامل 79 قریه می‌باشد. هدف از این نوشته دادن اطلاعات درباره ولسوالی صیاد نیست بلکه بازیابی منشأ این نام است که مردم عادی آن را سیات یا سه یات با حرف ت تلفظ می‌نمایند. شباهت اوایی آن سبب شده است تا به شکل صیاد ثبت گردد. به نام صیاد مناطق مختلف در ولایات دیگر وجود دارد نظیر صیاد در سمنگان، صیاد در بغلان، صیاد در کاپیسا، صیاد در بلخ، صیاد در بدخشان و صیاد در فاریاب.

صیاد  مشتق از کلمه صید عربی یا شکار بوده به معنی شکارچی است. در ظاهر شاید این کلمه صیاد عربی باشد اما در اصل ریشهٔ صیاد منشأ متفاوتی دارد. اینکه چگونه کلمه صیادِ مشتق شده از صید به مناطق متعدد در کشور ما اطلاق شده است روشن نیست. در مرکز صیاد ولایت سرپل بیشتر اوزبیک‌ها ساکن‌اند از سوی دیگر در تورکی-اوزبیکی صید را آو و صیاد را آوچی میگویند که هنوز در میان اوزبیک‌های سرپل معمول است، چنانچه هنوز در سرپل منطقه‌ای به نام آوچی خانه وجود دارد. در این اواخر به جای کلمه آوچی معادل پارسی آن شکارچی مورداستفاده می‌باشد.

اکنون برمی‌گردیم به ریشه‌های اتنیکی صیاد یا سیات. طبق انسیکلوپیدیک لغت چاپ تاشکینت صیاد نام گروه قومی تورک بوده که در حوزه دریای آمو می‌زیستند. منسوب بودن آن‌ها به گروه قومی تورکی شاید نشان‌دهنده سابقه این گروه باشد که به دورهٔ قبل از ظهور اوزبیک‌ها درصحنه سیاسی آسیای مرکزی می‌رسد. با ظهور شیبانی‌ها این گروه شاید در ترکیب قبایل زیر اداره شیبانی‌ها و بعد از آن  داخل شده باشد. این گروه در جریان جنگ‌ها و سفری بری‌های دولتمردان اوزبیک در مناطق مختلف آسیای مرکزی و افغانستان پخش گردیده‌اند. سکونت آن‌ها در مناطق گوناگون سبب گردیده است تا نام این گروه به مناطق مختلف داده شود.  چنانچه صیاد به صفت نام محل در ولایات بدخشان، فاریاب، سمنگان، بغلان، دایکندی، کاپیسا و بلخ موجود است و شاید مناطق بیشتری با این نام در افغانستان وجود داشته باشند. مثلاً در پروان در نزدیکی چاریکار منطقه‌ای به نام صیادان وجود دارد.  به همین‌گونه مناطق مختلف به نام سیات و صیاد در کشورهای تاجیکستان، اوزبیکستان،  تورکمنستان و آذربایجان وجود دارد. احتمال دارد مردمانی از قبیله به نام صیاد یا سیات در این مناطق اقامت نموده باشند و بعدتر نام قبیله خود را به این مناطق داده باشند.

منابع دست داشته نشان می‌دهد که صیاد یا سیات در جملهٔ قبایل اوزبیک‌ها ثبت گردیده است. وامبری نام قبیله سیات را در جمله قبایل اوزبیک‌ها میاورد (وامبری 1865). به همین‌گونه در اسناد ثبت‌شدهٔ کمیسیون حوزوی جمهوری اوزبیکستان در سال 1924 سیات در جمله قبایل اوزبیک‌های آن زمان ثبت گردیده است. این نام در جمله قبایل اوزبیک‌های زمان ابوالخیر خان و شیبانی خان ذکر نگردیده است. به همین‌گونه در جمله نام قبایل ثبت‌شدهٔ اوزبیک‌ها از سوی خانیکوف،  لوگوفت و خوروشکین نیز نیامده است. به نظر می‌رسد صیاد یا سیات قبیله اصلی نبوده شاید یکی از شاخه‌های کوچک قبایل عمدهٔ اوزبیک بوده باشد که بعدها به صفت قبیله یا اوروغ جداگانه ظاهرشده باشد.

ارمین وامبری در اثر  سفرهای آسیای میانهٔ خود درباره اوزبیک‌ها می‌نویسد که اوزبیک‌ها متشکل از سی ‌و دو قبیله اساسی‌اند که شامل قونغرات، قپچاق، ختای، منغیت، نوکوس، نیمان، کولان، قیات، اوز، تاز، سیات، جغتای، اویغور، آق‌بیت، دورمن، اوشون، قنجغه لی، نوغای، بلغلی، میتن، جلایر، کینه‌گس، قانلی، ایشکی‌لی، بغورلو، آلچین، اچه‌میلی، قره قورسک، بیرقولاق؛ تیرکیش، کته‌کیسر و مینگ می‌باشد. به این‌گونه وامبری سیات را در جمله قبیله‌های اساسی اوزبیک‌ها به شمار میاورد.

در دایرة‌المعارف ملی اوزبیکستان صیاد ازجمله اوروغ‌های اوزبیک است که در ترکیب قبایل کینه‌گس و منغیت شامل بوده است. این اوروغ بیشتر در سواحل دریای آمو در چارجوی در قریهٔ صیاد حیات به سر می‌برند. طبق شواهد در اواخر سدهٔ نزده و اوایل سدهٔ بیست جمعیت اوروغ صیاد یا صیادها به 1200نفر می‌رسید که در خوارزم، قره قلپاقستان، وادی دریای زرافشان، بخارا و وادی فرخ‌قل و قشقه ‌دریا میزیستند. نکته جالب‌توجه این است که طبق دایرة‌المعارف ملی اوزبیکستان اوروغ صیاد علاوه از اوزبیک‌ها با تاجیک‌ها و  تورکمن‌ها نیز آمیزش یافته در ترکیب آن‌ها شامل گردیده‌اند.

لازم به یاد آوری است قبیله منغیت و قبیله کینه‌گس توسط خانیکوف و لوگوفت ثبت‌شده اند اما هیچ یک صیاد را ذکر ننموده اند. اما براساس نوشته ذکی ولیدی در "منشأ قبایل قزاق و اوزبیک" به نقل از میر عزت الله دانشمند هندی که در سده نزده برای کمپنی هند شرقی برتانیه کار مینمود، دراطرافسرپل قبیله اچه‌میلی در منطقه صیاد قبایل  اچه‌میلی، قزه ی‌آغلی، مینگوپایین تر از آنقبیلهقپچاق زندگی می‌نمایند. لوگوفت شاخه‌های قبیله کینه‌گس را چنین میشمارد:قايره سالی، اچه مه يلی، اباخلی، چيخوت. هرگاه صیاد شاخه فرعی بوده باشد احتمالا با اچه مه یلی مرتبط باشد. از سوی دیگر بیگلربیگی‌های سرپل مربوط قبیله اجه میلی بوده اند. چنانچه برنس زمامدار   سرپل را ذوالفقار شیری (ذوالفقار شیر) از قبیله اچه‌میلی ذکر نموده است.  اچه‌میلی‌ها علاوه از صیاد در سرپل، شبرغان و میمنه ساکن بودند.احتمال امتزاج قبایل گوناگون در طول مهاجرت‌ها و اسکان مردمان مختلف وجود دارد که منجر به ظهور قبایل نو یا شاخه‌های جدید قبیلوی میگردد.طور مثال تعداد قبایل اصلی اوزبیک‌ها در منابع مختف از هم فرق داشته در ضمن نام‌ها قبایل نیز متفاوت است و حتی شماری در یکی شامل و در دیگری شامل نیست. در این باره علیشیر الهاموف چنین می‌نویسد:

منابع گوناگون تعداد قبايل عمده اوزبیک‌ها را نود، نود وهفت ويک صدودو ذکر نموده اند. تفاوت در تعداد را دو موضوع توضيح نموده ميتواند:

نخست، ترکيب قبايل و طوايف اوزبيک با ظهور شاخه‌های جديد واحد های طايفوی و قرابت‌ها و همچنان با تشکل ترکيبات جديد اتحاديه های آن‌ها پيچيدگی پيدا نموده بود. به گونه مثال بخشی از طايفه يوز با قبيله کرک اتحاديه را تأسيس نموده طايفه نسبتا مستقل يوز- کرک را به وجود آوردند.

در گام دوم، اوزبیک‌های دشت قپچاق که در منطقه به صفت حکمروايان شیبانی‌ها آمدند، هسته­يی را ايجاد نمودند که قبیله‌های تورک و تورکی- مغولی موجود درآنوقت در ماوراءالنهر در زمان تحکيم سلسله شيبانی، در اطراف آن به هم آميختند. با وجود داشتن فاصله، شماری از قبیله‌های مغولی، اوغوز و قبايل ديگر صحرانورد ، به اوزبیک‌ها پيوستند و مقارن دوره چغتايی در منطقه آمدند. بعضی از آن‌ها مثلاً قبايل مغولی مانند چغتای، جلاير، برلاس با قبول لهجه تورکی و پذيرفتن اسلام، تورک شدند؛ ديگران، قبايل تورک کهنتر- اوغوز، اويغور، قرلوق، قپچاق - نيز به تورک شدن قبايل ذکر شده در بالا و اوزبیک‌های دشت قپچاق نقش بازی کردند. اين حالت از اثر قبول لهجه‌های محلی توسط قبايل ديگر به ميان آمد.

 

به این‌گونه ممکن است شماری از قبایل ناپدید شده باشند، شماری دیگر هم به قبایل دیگر مدغم گردیده باشند و محتمل است از این مدغم شدنها قبایل جدید با نام‌های جدید ظهور نموده باشند. در ضمن این احتمال نیز دور نیست که شماری از قبایل باستانی تورک‌ها نام خود را به بعضی مناطق داده باشند و سپس از ناپدید شده باشند. گوناریار ینگ در رابطه پیگیری مسیر مردمان تورک در تورکستان افغانی می‌نویسد: مردمان گوناگون افغانستان طوری به هم اميزش يافته اند که تعيين مرز بين اين اقوام و زبان‌های شان کاريست بس دشوار. اين مساله، در مورد تورکستان افغانی صدق ميکند. برای براورده شدن اين هدف بايد  به نام‌های مناطق مراجعه نمود، تلاش نموده ام تا خط فاصلی را برای نشان دادن مسیر انتشار تورک‌های شمال افغانستان، با همکاری خود آن‌ها ترسيم نمايم،مگر به نتيجه منفی آن بايد اعتراف نمايم. اينکار از سبب نا مکمل بودن نام‌ها مناطق در نقشه ها بوده است و نام‌ها به صورت عموم قابل اعتماد نيستند. اين نام‌ها هيچگاهی از سوی زبانشناسان ماهر گرداوری نشده است.

توغان در منشأ قبایل قزاق‌ها و اوزبیک‌ها  اچه‌میلی را جز قبیله کینه‌گس میداند. به قول او قبیله کینه‌گس دارایپنجشاخهاست:قیورسه‌لی،  قراقلی،اچه‌میلی،جیکقوت، اباقلی. در ضمن میرعزتالله دانشمندهندی درسده نزده که برای  کمپنی هند شرقی کار میکرد در یادداشت‌هایش دربارهاوزبیک‌هایتورکستانافغانی  شماری از قبایل را یادداشت نموده استو در نزدیکشبرغان در سرپل قبایل اچه‌میلی شاخهقبیلهمینگ،دراطرافسرپل در صیاد اچه‌میلی،قزهیاغلی، مینگوپایینترازانقبیلهقپچاق را ذکر نمودهاست. نام صیاد و اقامت قبیله اچه‌میلی در این منطقه احتمال ارتباط قبیله اچه‌میلی و صیاد را محتمل میسازد. اینکه صیاد یکی از شاخه‌های اچه‌میلی بوده باشد به پژوهش‌های بیشتر نیاز دارد.

از سوی دیگر در سیستان و بلوچستان در ایران در جمله قبایل  ذکر شده بلوچ از قبیله صیاد نیز یاد گردیده است که به عرب‌ها منسوب است. با در نظر داشت موجویت قبیله از عرب‌ها به نام صیاد این نظر ممکن است که اقامت عرب‌ها در آسیای مرکزی و افغانستان که شاید قبیله صیاد را نیز شامل باشد سبب امتزاج عرب‌ها با تورک‌های این مناطق گردیده در نتیجه نام صیاد به بعضی مناطق داده شده باشد و یا قبیله‌ای با نام صیاد یا سیات در میان اوزبیک‌ها ظهور نموده باشد. این در حد گمان است زیرا در این باره سندی در دست نیست.

با جستجو در منابع دست داشته قبیله صیاد یا سیات در میان قزاق‌ها یا  تورکمن‌ها یا قرغیزها یا قره قلپاق‌ها بدست نیامد. نکته قابل دقت اینست که در میان قزاقها و قرغیزها کسانی را که با شکار با عقاب یا شاهین مشغول اند سایاتشی (سایات چی) یا بورگیت چی و قوش بیگی میگویند. بو رگیت در تورکی برای عقاب یا شاهین گفته میشود و شکارکردن را در قزاقی انگ آولاو میگویند. شکار با شاهین از زمانه های قدیم در آسیای مرکزی در میان تورکها معمول بوده است. در قزاقستان سایات یا شکار با عقاب در جمله ورزشهای ملی محسوب میگردد. طوری که در بالا ذکر گردید مناطقی با نام سیات و صیاد در جمهوری‌های تورکمنستان و تاجیکستان موجود است. موجودیت نام مناطق نشان‌ دهندهٔ قبیله یا اروغ صیاد در میان تاجیک‌ها و  تورکمن‌ها ست که شاید از سبب امتزاج اوزبیک‌های سیات با آن‌ها به میان آمده باشد. در میان  تورکمن‌ها مربوط شاخه اله شه یا علیشاه  تورکمن‌ها قبیله‌ای به نام سجاد ذکر شده است. از اینکه در زبان‌های تورکی تبدیل ی به ج یا ج به ی ممکن است شاید سیاد به سجاد تبدیل شده باشد..

افزون بر آنچه در بالا از منابع مختلف ذکر گردید یک نکته مهم دیگر قابل تذکر است که در بعضی منابع مردمان ساکن در منطقه خود مختار  توا  در سایبریا به نام سیات یا سویوت یاد گردیده‌اند. اهالی این منطقه به زبان تورکی حرف میزنند، به شکار آهو مصروف اند و از مذهب بومی شمنیزم و بودایی پیروی می‌نمایند. منطقه آن‌ها در سلسله کوه‌های سیان یا سایان قرار دارد. زبان این گروه اوریانغی یاد شده جزء گروه زبانی اویغور- توکوی یا اویغوری قدیم می‌باشد که در جمله شاخهٔ اوغور- اوغوز تورکی شمالی خانواده زبان‌های آلتای میآید.  بین سیات در توا و قبیله سیات اوزبیک‌ها ارتباطی وجود دارد.

موضوع قابل دقت دیگر ارتباط قبیله سیات یا صیاد با قبایل مغولی است. در جامع التواریخ رشیدالدین در جمله قبایل کرایت از قبیله ساقیات ذکر گردیده است اما جزئیاتی درباره آن نیامده است. در کتاب تاریخ سری مغولان این قبیله به شکل سکاییت یا سقاییت ثبت گردیده است. هوارت در کتاب تاریخ مغولها هنگام بحث درباره قبیله کرایت قبایل چرکیر، تونگوت و ساکیت را در جمله قبایل کرایت میاورد و قبیله ساکیت مغولی را با قبیله سیات اوزبیک‌ها مرتبط میداند.. بت اوچیر بولد در کتاب جامعه کوچی مغولی می‌نویسد که ساکیت مربوط قبیله کرایت است. کرایت‌ها ازجمله قبایل قدیمی تورک‌ها بودند که در جریان جهانکشایی مغولها به اردوی چنگیزخان پیوستند. بدون شک ساکیت، سکاییت و ساقیات یکی اند

 نکته دیگر د رباره ثبت نام صیاد یا سیات در افغانستان است. یکی اینکه از سبب شباهت آوایی سیات با صیاد خلط شده است و امکان دارد سیات به شکل صیاد ثبت گردیده باشد. دوم اینکه سیات با سید نیز اشتباه شده است چنانکه لودویک ادمک در گزیته سیاسی افغانستان سیات را با صیاد و سید آباد را  باصیاد آباد و سیات آباد ثبت نموده است. اما در منابع دست داشته رسمی افغانستان همه به شکل صیاد ثبت گردیده است. در گزیته سیاسی افغانستان قریه صیاد سرپل به قسم صیات نیز ثبت‌شده است. مردمان محل نیز آن را سیات تلفط می‌نمایند نه صیاد. در ضمن سید آباد سرپل به قسم صیاد آباد ثبت گردیده است. دلیل این امر روشن نیست اما احتمال دارد تلفط مروج بین مردم سبب شده باشد شکل آوایی معمول در قوسین ذکر گردیده باشد. ادمک قریه سیات یا صیاد را در نزدیکی تاشقورغان ذکر مینماید که در آن اوزبیک‌ها سکونت دارند و درباره بخشی از تنگی تاشقورغان که سرک کابل - مزار از آن میگذرد می‌نویسد که به نام تنگی سیات نیز یاد میگردد که در مجاورت قریه سیات قرار دارد.

 با در نظر داشت آنچه در بالا بحث گردید چنین استنباط میگردد:

·      چون ساختار قبیلوی اوزبیک‌ها در افغانستان ناپدید گردیده است،  به مشکل میتوان اوزبیک‌هایی را یافت که تعلقات قبیلوی یا نام قبیلهٔ خود را به یاد داشته باشند.

·      هویت اوزبیک‌ها به مناطق جفرافیایی مانند قریه، شهر یا مناطق بزرگتر محدود گردیده است.

·      سیات یا صیاد یکی از قبایل اوزبیک‌ها بود که در آسیای مرکزی و افغانستان ساکن‌اند و نام محلات احتمال دارد از سبب سکونت این قبیله در آن مناطقبوده باشد.

·      قبیله یا اوروغ سیات در منابع مختلف تاریخی ثبت گردیده است. چنانچه وامبری درسده نزده هنگام بازدید از آسیای مرکزی سیات را جزء نام های قبایل اوزبیک ثبت نموده است.

·      احتمال دارد سیات یا صیاد با قبیله ساقیات یا ساکیت مغولی مرتبط باشد.

·      موجودیت نام سیات در سایبریا و مردمانی که به تورکی حرف میزنند این احتمال را قویتر میسازد که سیات ریشه قدیمیتر دارد و همین قبیله تورک شاید در جریان تحولات سیاسی جزء کنفدراسیون اوزبیک‌ها شده باشد و به صفت قبیله یا اوروغ جداگانه ظاهر گردیده باشد.

·      موجودیت نام‌های مناطق در تاجیکستان، اوزبیکستان و تورکمنستان نشان‌دهندهٔ پخش شدن اعضای این قبیله در جریان تحولات سیاسی و لشکرکشی‌های سده های گذشته است.

·      نام‌های مناطق مختلف در افغانستان که به صیاد یاد شده اند احتمال پخش شدن این قبیله را در مناطق مختلف کشور ما محتمل میسازد. موجویت این نام در این سوی هندوکش شاید در جریان لشکرکشی جهانکشایان به ویژه تیمور و بابر صورت گرفته باشد. با گذشت زمان زبان تورکی آن‌ها با دری جاگزین شده باشد.

·      سیات از سبب شباهت صوتی به شکل صیاد ثبت گردیده است اما در میان مردم عادی تلفظ آن به قسم سیات هنوز معمول است. افزون بر این ممکن است سیات به شکل سید نیز ثبت‌شده باشد.

·      ارتباط این قبیله با قبیله اچه‌میلی و مینگ ممکن است.

·      مطالعات بیشتری برای ریشه یابی عمیقتر این قبیله ضرورت است.

------------------------------------------------------------------------------

مآخذ:

1.   اتلس قریه های افغانستان، معرفی واحد های اداری محلی، جلد 2

اداره احصاییه مرکزی صدارت عظمی،  کابل، 1353

2.   تاریخ سری مغولان،

پل بلیو، ترجمه شیرین بیانی، چاپ دوم، تهران، 1382

3.   جامع التواریخ

رشیدالدین فضل الله همدانی، تصحیح و تحشیه محمد روشن، تهران، 1384

4.   Historical and Political Gazetteer of Afghanistan, Vol 4 Mazar-i-Sharif

Ludwig W. Adamec, Akademische Druck- u. Verlapansdt, Graz, Austria, 1979

5.   ЎЗБЕКИСТОН  МИЛЛИЙ ЭНЦИКЛОПЕДИЯСИ

С-ҲАРФИ, Давлат илмий нашриёти,ТОШКЕНТ,2012

6.   ЭНЦИКЛОПЕДИКЛЎFАТ,

2     TOM, ТОШКЕНТ, 1990

 

7.   МАЛ ШАРУАШЫЛЫҒЫНА, ЕГІНІШІЛІККЕ, АҢШЫЛЫҚҚА, байланысты терминдер мән сез  тіркәстерінің ТУСІНДІРМЕ СӨЗДІГІ, ЕНЕР 2007

8.   The Secret History of the Mongols

Urgunge Unon, RoutledgeCurzon Press, 2001

9.. History of the Mongols from the 9th to the 19th Century: The So-Called Tartars of Russia and Central Asia

    Henry Hoyle Howorth,  reprint edition, Cosimo, Inc., 2008

10. Nomads of South Siberia: The Pastoral Economies of Tuva

    Cambridge studies in social anthropology, Sevʹi͡an Izrailevich Vaĭnshteĭn, Cambridge University  Press, 1980

11.Travels in central Asia: being the account of a journey from Teheran across the Turkoman desert on the eastern shore of the Caspian to Khiva, Bokhara, and Samarkand; performed in the year 1863.

 Armin Vambery, reprint by Harper & Brothers, New York,   1865

12.Ancient Kyrgyz and the Great Steppe: following in the tracks of ancient Kyrgyz civilizations.Tabyldy Abdramanovich Akerov, Bishkek, 2005

 

13. The Modern Uzbeks: From Fourteen Century to Present

    Edward A.Allworth , Hoover Institution Press, California, 1990 

14On the Distribution of Turk Tribes in Afghanistan: An Attempt at a Preliminary Classification

  Gunnar Jarrin, Hakan Ohlsson, Leipzig,  1939َ

15Archaeology of Uzbek identity

    Alisher Ilkhamov,Central Asian Survey, Volume 23, Numbers 3-4/Decembَer 2004 , pp. 289-326(38)

16Mongolian Nomadic Society: A Reconstruction of the 'Medieval' History of Mongolia

    Bat-Ochir Bold, Nordic Institute of Asian Studies Monograph,Routledge, 2013