تاریخچه شهرستان سراب / همه چیز درباره ی سراب
تاریخچه شهرستان سراب
از یک سو افزایش مهاجرت به شهرها و تقاضای فزاینده برای مسکن و از سوی دیگر وجود قوانینی که به مالکان اجازه هرگونه دخل و تصرف و ساخت و ساز را در اراضی شهری می داد پدیده ی سوداگری زمین و مسکن را در شهرها رواج داد.طی چنین روندی و بویژه در نبود طرح های شهری اراضی حاشیه شهرها به سرعت زیرساخت و ساز ها رفتند بدون اینکه زیرساختهای شهری در آن ها انجام گرفته باشد1.برای سامان دهی وضع بوجود آمده و تغییراتی که در الگوی زیست و معیشت شهری نسبت به دوره های قبل انجام گرفته بود بکارگیری دانش فنی ضروری شده بود.بنابراین تهیه طرح های جامع در سال 1345 در دستور کار دولت قرار گرفت.«هدف اصلی از تهیه طرح های جامع، ارائه سیمای کلی و برنامه توسعه آینده آنهاست که با ملحوظ داشتن تناسب های فیزیکی و هماهنگی با گروههای اجتماعی و عملکرد شهر ها انجام می گیرد.
بررسی و شناخت شهر سراب:
تاریخچه شهر
شهرستان سراب به مرکزیت شهر سراب در استان آذربایجان شرقی قرار دارد.این شهرستان تا سال 1324 هجری شمسی از بخش های تابع اردبیل بوده است.در این سال به شهرستان درجه 3 ارتقاء و به فرمانداری تبدیل گردید و تا سال 1367 دارای یک بخش (مرکزی) بوده است.در سال 1367 بر اساس تقسیمات کشوری بخش مهربان از شهرستان اهر منتزع و جزء شهرستان سراب گردید. شهرستان سراب از قدمت چند هزار ساله برخوردار است.آثار بدست آمده از دوره اوراتوها (معاصر مادها)به خط میخی در سراب، نشان گر قدمت تاریخی این شهر است.در حومه سراب دو سنگ نوشته میخی اوراتویی در روستای نشت اوغلی و دیزج و رازلیق وجود دارد که حکایت و نشانی از فتح نامه شاهان اوراتویی در این منطقه است.
درکتاب جیب السیر چنین آمده است: بعد از اسلام به وقایع عدیده ای در سراب بر میخوریم مانند ملاقات بابک خرم دین با « شبلی بن مثنی ازدی» در سراب ،جنگ امیر و هسوان با ، غزان در کنار شهر سراب در قرن پنجم هجری. در حملات چنگیزخان، سراب نیز سهم کافی از بی رحمی آنها برد.از وقایع عمده دیگر تشکیل قودیلتای( شورای مغولان) به امر ارغون خان به سال 683 ه.ق. در حوالی گردنه ی صایین مابین سراب و اردبیل است.شاه اسماعیل اول صفوی در سال 930 ه.ق. در سراب به یک مرض ناگهانی و لاعلاج درگذشت. در سال 1205 هجری قمری آقامحمد خان قاجار با صادق خان شقاقی جنگید.و بعد از غلبه بر او سراب را غارت کرد وبه آتش کشید.
وجه تسمیه سراب :
نام های متعددی برای این شهر در آمار مورخین ذکر شده که نوعاَ به دلیل قرارگرفتن بین چند رود که منشاء آنها از کوههای سبلان و بزقوش بوده دیده می شود مانند: سراو، سراه، سرارود و سرالو.همچنین در این آثار عمده محصولاتش را غله و حبوبات ذکر کرده اند و مردمش را افرادی سفید رو خوانده اند و شهر را شهری پاکیزه و نیکو خوانده اند و شهری بوده با آسیاب ها و بازارها و از آنجایی که در سر راه قرار داشته شهری با مهمان خانه ها و کاروانسراهای فراوان بوده است.
وضعیت طبیعی و جغرافیایی شهر سراب
موقعیت جغرافیایی :
شهرستان سراب با مساحت 3452 کیلومتر مربع در جنوب شرقی استان آذربایجان شرقی با مختصات 47 درجه و 34 دقیقه طول شرقی و 37 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.شهرستان سراب از نظر مساحت 6/7 درصداز مساحت استان را تشکیل می دهد که از این لحاظ در رده ی سوم استان قرار می گیرد.
این شهرستان از شمال به شهرستان های مشکین شهر و هریس و از شرق به شهرستان نیر، از جنوب به شهرستان میانه و ار غرب به شهرستان بستان آباد محدود است.
کوه آتش فشانی سبلان با ارتفاع متوسط معادل 3800 متر از سطح دریا به ارتفاع حداکثر 4811 متر در حوزه شمالی منطقه و رشته کوههای بزقوش با بلندترین قله 3302 متر از سطح دریا در حوزه جنوبی قرار گرفته اند. این دو رشته در این منطقه تقریباَ به موازات یکدیگر ادامه دارند.دشت سراب بین این دو رشته کوه استقرار داشته و ارتفاع آن در حوزه شهری و حومه آن بین 1600 تا 1700 متر از سطح دریا می باشد.قسمت عمده اراضی سراب مرتفع بوده و بیش از 2000 متر ارتفاع دارد.پست ترین قسمت این شهرستان همین دشت سراب می باشد، ارتفاع زمین در پست ترین نقاط کمتر از 1600 متر نمی باشد.
استقرار سراب در دشت و در نتیجه برف گیر بودن کوه های سبلان و بارش باران و ذوب شدن تدریجی برف ها موجب پیدایش رودخانه ها، مسیل ها و جریان آب در آن شده است تنها رودخانه عمده ای که از داخل شهر سراب عبور می کند تاجیارچای( هندرود) است که از ارتفاعات حدود 2500 متری سبلان سرچشمه گرفته که پس از عبور از روستاهای اطراف و داخل شهر، در جنوب شهر به رودخانه پیسلر پیوسته و همراه آن وارد آجی چای ( تلخه رود) می گردد.
شهرستان سراب تاسال۱۳۲۴ازبخشهای تابعه اردبیل بوده امادراین سال به شهرستان درجه ۳و۷دهستان و۱۸۰آبادی تبدیل گردیدو بعدها دهستان بزقوش (شهرستان میانه)ازآن جداگشتهاست.سراب نامش درکتاب حدودالعام (سال۳۷۲هجری قمری)جغرافی دانان عرب به نامهای سرآو- سراره ازاین شهریادشدهاست.و بدلیل اینکه برسرراه ابریشم قرار داشت از قدیم الایام موردتوجه بودهاست. مردم سراب در سال۲۲ هجری بر ضد اعراب به مبارزه برخاسته و بعد از از فتح اعراب به اجبار به دین اسلام گرویدندبه قول ابن ندیم بابک خرم دین دوران نوجوانی خود را درسراب گذرانیده، و ناصرخسرووقبادیانی نیزدر سفرنامه خودازسراب یاد کردهاست.سراب درحمله مغول درسال۶۱۷هجری آسیب فراوان دید، قتل وغارت مغولان این شهررا ویران کردو جنگ شاه عباس و خلیل پاشادر صحرای سراب رخ دادهاست. درسال۱۰۳۴هجری قمری بیماری وبا جان گروه کثیری ازمردم سراب را گرفت. ودرسال ۱۲۰۵هجری قمری به دستورآقامحمدخان سراب راویران کردند.درسال ۱۲۴۲هجری قمری نیز فتحعلی شاه مدتی برای تدارک جنگ باروس درسراب به سربرد.
صادق خان شقاقی از روستای اسب فروشان(که در قلعه بیجند مستقر بود) شهرستان سراب پس از مرگ آقا محمد خان از برای فتح ایران برآمد تا قزوین را فتح کرد ولی در قزوین از فتحعلی شاه قاجار شکست خورد.
موقعیت جغرافیایی
شهرستان سراب با مساحت ۳۵۶۰کیلومترمربع درجنوب شرقی استان آذربایجان شرقی واقع گردیدهاست.این شهرستان ازشمال به شهرستانهای مشکین شهروهریس - ازشرق به استان اردبیل - ازجنوب به شهرستان میانه و ازغرب به شهرستان بستان آباد محدوداست. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا ۱۶۵۰متر میباشد.مساحت شهرستان سراب ۶/۷درصدکل مساحت استان راتشکیل میدهدکه ازاین لحاظ دررده ششم قرار دارد. براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دوبخش (مرکزی ومهربان) ۹ دهستان و۴ نقطه شهری به نامهای سراب- مهربان- شربیان ودوزدوزان میباشد.تعدادآبادیهای دارای سکنه شهرستان ۱۲۸می باشد.
آب وهوا
شهرستان سراب بواسطه قرارگرفتن ما بین دو رشته کوه بزقوش در جنوب و ارتفاعات سبلان درشمال دارای آب وهوایی سردوکوهستانی است که در تابستان معتدل ودرزمستانها دارای آب و هوای سرد میباشدویکی ازنقاط سردسیرکشور به شمارمی رود. تعداد روزهای یخبندان در سراب بطور متوسط۱۵۰ تا ۱۴۸روزدرسال میباشد.مقداربارندگی سالانه از ۲۵۰ میلیمتر در نقاط پست تا ۴۸۰ میلیمتر در ارتفاعات متغیر میباشد، محدوده شهرستان سراب به جزء درقسمتی کوچک ارمنتهی الیه شرق خود که آبخیز اصلی رودخانه آجی چای است، نزولات جوی جاری شده در سطح این شهرستان از طریق ۱۰ شاخه اصلی به سمت آجی چای سرازیروتوسط آن ازمنطقه خارج میشود.مهمترین رودخانههای جاری درمنطقه عبارتنداز سوین - آغمیون - پسلر وتاجیارکه ازدامنههای سبلان سرچشمه میگیرندوازشمال به جنوب جریان مییابند و رودخانه وانق چای از کوههای بزقوش سرچشمه گرفته ودرجنوب سراب باپیوستن به سایر رودخانهها، آجی چای راتشکیل میدهدودرمنطقه مهربان رودخانه ارزنق به آنها ملحق میشود. رویهمرفته شهرستان سراب یکی ازمناطق نسبتاً پرآب استان به شمارمی رود وعلاوه برآبهای سطح الارضی تعداد ۱۳۵ حلقه چشمه وقنات نیزدرمنطقه وجوددارد.بایدمتذکرشدبه دلیل خشکسالی سالهای اخیر تعدادی از این چشمهها و قناتها خشک شدهاند. بالغ بر۱۸۰۰حلقه چاه عمیق ونیمه عمیق نیزدرسطح شهرستان وجود دارد.که درفصل برداشت آب (فصل زراعی) جمعا ۱۶۸میلیون مترمکعب آب ازمنابع زیرزمینی دراین شهرستان برای مصرف درامرکشاورزی برداشت میشودکه به لحاظ وقوع خشکسالی در برخی نقاط ارتفاع آبهای زیرزمینی حتی تا۲۰مترکاهش یافتهاست. این شهرستان با زمین هموار و حاصلخیز از نظر کشاورزی مستعد میباشد. کشت محصولات کشاورزی زیر از عمومیت بیشتری برخوردار است. گندم، سیب زمینی، سبزیجات، حبوبات و باغهای سیب، گلابی، گردو و زردآلو از شهرت خاصی برخوردار است .
جمعیت
جمعیت شهرستان سراب براساس آمارگیری نفوس ومسکن سال ۷۵تعداد۱۴۸۸۳۱نفرمی باشدکه تعداد ۵۵۰۲۵ نفریعنی ۳۷٪درنقاط شهری و۹۲۷۰۷یعنی ۶۳٪ درنقاط روستایی ساکن بوده اندامابراساس توزیع کالابرگ مرحله یازدهم تعداد جمعیت شهرستان ۱۴۷۷۱۳نفربودهاست.
گویش و زیان
مردم این شهرستان به ترکی آذربایجانی سخن میگویند.
تقیسمات کشوری
شهرها: سراب
شهرها: مهربان، شربیان، اسبفروشان و دوزدوزان و داراب
تاريخچه شهرستان سراب
منطقه سراب از جمله مناطقي است كه از ديرباز مسكوني بوده است . وجود كتيبه اورادتويي ، تپه هاي باستاني و معابد سنگي در حومه اين شهر نشانگر قدمت تاريخي منطقه است . سنگ نبشته رازليق كه يك باستان شناس آلماني در سال 1971 آن را خواند به خط ميخي و متعلق به آرگيشتي دوم پسر روساي اول است . در منطقة سراب آثار متعددي از جمله معابد سنگي ، قلاع و يك چهار طاقي متعلق به دوران تمدن ساساني به جاي مانده كه مبين اهميت آن در دوره ساساني است . شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتي در آذربايجـان بود . در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جاني بيك خان » از اولاد « جوجي خان » بود كه در سال 758 در اين شهر كشته شد . در اوايل حكمراني صفويه كه شهرهاي تبريز و اردبيل از شهرهاي مهم به شمار مي رفتند ، سراب به دليل نزديكي به اين دو شهر از اهميت ويژه اي برخوردار بود . جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روي داد و آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقي در اين منطقه جنگيد .
در ساحل جنوبي رودخانه كوچك روستاي خانقاه محال خانمرود بقعه آجري بزرگي قرار گرفته كه به بقعه شيخ اسحاق معروف است . در مورد هويت شيخ اسحاق و صاحبان ديگر قبرهاي اين بقعه اطلاعات مستندي در دست نيست .
امام زاده بزرگ
اين امام زاده در جنوب غربي شهر سراب ، جنب قبرستان عمومي شهر واقع شده است . بنا داراي دو مناره به ارتفاع 9 متر است كه از كنگره و مأذنه آن اثري بر جاي نمانده است . نوع ساختمان ساده است ، ولي در بعضي قسمت ها با آجر چيني ، تنوعي به ظاهر ساختمان داده اند . سبك بنا و ستونها آن را به قرن هشتم و نهم منسوب مي كند .
موزه عشاير سراب موزه عشايري اذربلايجان شرقي در شهرستان سراب ، محملي براي آشنايي گردشگران با دشواري ها و زيبايي هاي زندگي کوچ نشيني و دستاوردهاي چندين هزار ساله عشاير کشورمان در حوزه هاي مختلف است.
زندگي کوچ نشيني در ايران و از جمله آذربايجان سابقه اي بس کهن دارد و کوچ نشينان نقش مهمي در تاريخ سياسي و اجتماعي اين مرز و بوم داشته اند.
بسياري از دولت ها و حکومت هاي قبل از اسلام و بعد از اسلام از ميان ايلات و عشاير برخاسته اند به طوري که حکومت هاي غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، ايلخانان، قره قويونلوها، آق قويونلوها، افشاريه، زنديه و قاجاريه حکومت هاي ايلي بودند که قدرت اوليه خود را از تشکيلات ايلي خود گرفته اند.
روند کوچ نشيني در ايران و از جمله آذربايجان چنان است که مي توان پيش بيني کرد با آخرين نسل عشاير کوچ رو در ايران مواجه هستيم.
از اين رو تاسيس موزه ي عشايردر آذربايجان شرقي به عنوان يکي از خاستگاه هاي اصلي عشاير کشور ضرورت تاريخي داشت.
در اين ميان ، شهرسراب موقعيت ويژه اي بر سر راه تبريز- اردبيل و استان گيلان داشته و همه ساله هزاران نفر به قصد استفاده از آب هاي گرم و معدني سبلان و سرعين و طبيعت زيباي شمال کشور اين شهر را پشت سر مي گذارند.
با توجه به اين شرايط و اهميت اين خطه از کشور در زمينه گذرگاه بودن براي عشاير شمال غرب ، حمام تاريخي " جلال " براي احداث موزه عشايري انتخاب شده و پس از تملک و مرمت ،عمليات تبديل به موزه اين مکان تاريخي نهايي شد.
حمام جلال که قدمت آن به دوران قاجار رسيده و به شماره 9/419 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده ، با معماري ارزشمند در شهرتاريخي و فرهنگي سراب در زميني به وسعت 650 مترمربع بنا شده است.
موزه ي عشاير آذربايجان به عنوان اولين موزه ي عشايري ايران از شمار موزه هاي مردم شناسي است.
قلمرو فعاليت موزه هاي مردم شناسي منطقه اي به نمايش گذاشتن نشانه هاي فرهنگي، سنتي، قومي و نمايانگر ارزش هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و فني اين نشانه ها، اشيا و نمادهاي متعلق به مردمي است که آنها را به کار گرفته اند .
در موزه عشايري آذربايجان نتايج تحقيقات انجام شده در مورد اعتقادات و آداب و رسوم، زبان، معيشت، مسکن، هنرها و فنون، خوراک، پوشاک، صنايع دستي که در جامعه عشايري توسط کارشناسان گردآوري شده به علاقه مندان ارايه مي شود.
هر يک از اموال فرهنگي به نمايش گذاشته شده در موزه عشايري سراب با زبان بي زباني از کاربردهاي حياتي شان در زمان خود صحبت مي کنند.
غرفه هاي اين موزه ، حکايت گر تلخ و شيرين هاي زندگي عشايري و مبارزه با مشکلات کوچ نشيني براي به دست آوردن زندگي بهتر است.
موزه عشايري سراب از بخش هاي مختلفي تشکيل شده که غرفه " فضاي مرتع و چوپان " از جمله زيباترين و ديدني ترين آنها ست که علاقه مندان با حضور در آن از نزديک با دشواري ها و جاذبه هاي مرتع و چوپاني گله هاي بزرگ گوسفند در فرش سبز گسترده بر آن آشنا مي شوند.
غرفه هاي فرآوري سنتي و بومي لبنيات و پشم از ديگر بخش هاي جذاب و تماشايي موزه عشاير سراب است که بازديدکنندگان با لحظه اي توقف در آن به دنياي شيرين زندگي سنتي عشايري و نحوه فرآوري انواع مواد لبني از قبيل کره ، ماست ، پنير و روغن زرد قدم گذاشته و حکايت هاي بزرگسالان و سالمندان از سلامت زندگي در زمان هاي نه چندان دور را به صورتي عيني تر لمس مي کنند.
غرفه هاي دست بافت هاي عشايري، موسيقي، مسکن (آلاچيق)، نان پزي، اشياي اعتقادي و زيورآلات، قهوه خانه سنتي و ماکت و تابلو نوشته ها و عکس هاي مختلف از جلوه هاي فرهنگي عشايرآذربايجان از ديگر بخش هاي جالب موزه عشايري سراب است که بينندگان را با دستاوردهاي چندين هزار ساله عشاير اين خطه در حوزه هاي مختلف اقتصادي ، فرهنگي و سياسي آشنا مي سازد.
مسجد جمال آباد
جمال آباد نام روستايي است از محال آلان بر آغوش كه در 6 كيلومتری شمال مهربان و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب قرار گرفته است . اين روستا مسجد كهني دارد كه 6 ستون عظيم سنگي سقف چوبي آن را نگه داشته است . ظاهراً اين مسجد در ابتدا داراي ديوارهاي سنگي و سقف گنبدي بود كه بعدها سقف و ديوارها فرو ريخت و قطعات آن هر يك در جايي افتاد و يا به جاي ديگري انتقال يافت . جنس سنگهاي به كار رفته در مسجد عموماً آهكي است .
مسجد جامع سراب
مسجد جامع سراب يادگار قرن نهم هجري قمري است . اين مسجد بدون گلدسته و مناره است و از يك شبستان بزرگ و يك حياط كوچك در سمت غربي و دو در ورودي تشكيل شده است . شبستان مسجد مجموعه اي است از 60 گنبد كه همه آنها (به اسثناي رديف چهارم از شرق ) مستقيماً بر روي طاق جناقي و ستونها نهاده شده اند . مسجد جامع سراب سه محراب دارد كه هر كدام از ويژگي خاصي برخوردار است . يكي از اين محرابها بسيار نفيس و زيبا از كاشي لعابدار برجسته است و با وجود صدمات مختلف كه ديده است باز هم از زيبايي قابل توجهي برخوردار است .
لنجوان
نام روستايي است در جنوب غربي شهرستان سراب كه از نظر تاريخي نسب به زمانهاي دور مي برد. بر اساس بررسي هاي بعمل آمده پيشينه تاريخي اين روستا به قبل از اسلام مي رسد. روايتهاي گوناگوني در زمينه تاريخ اين روستاي كهن موجود است. گروهي معتقدند لنجوان برگرفته از كلمه لنج فرزند خاچ كه نام خان اين روستا بوده, ميباشد. لنج خان بتدريج در اثر گذشت زمان به لنجوان تبديل شده و نام كنوني ده مي باشد. عدهاي ديگر معتقدند گروهي ارمني در روزگاران گذشته در اين روستا زندگي ميكردهاند و ريشه لنجوان از ادبيات غير ايراني بوجود آمده و بروزگاران گذشته تغيير نيافته است. به هر روي بر اساس آثار بدست آمده ( قبرستان كساني كه ايستاده دفن شدهاند , غسال خانه قديمي و اشياء باستاني) اين روستا از قدمتي چند هزار ساله برخوردار است.